
شماره چهار را حالا هی بندازین به گردن بی حجابی
شماره شش باعث ایجاد شماره چهار و ده می شود
به هر چیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد چنان گردد که از عشقت بخیزد صد پریشانی
یعنی جریان شیخ رجبعلی ها به هر سویی که گرایش پیدا کند ان چیز جان می گیرد وقتی قاضی بد حکم می کند و دیر
آنها که در اطراف شیخ ظلم روا می داشتند دشمنان شیخ بر جان گرفتن کارهایی که به واسطه در اطراف او بودن در ظلم روا داشته اند بر محیط مردم مسلط می شوند
واز انجا که فراماسونر ها توان خود را از نماد گرایی می گیرند توان ظلم به شیخ را بر جان گرفتن هر چه به محیطش می رسد در نماد های مردم وارد می کنند
لذا حکومتی از نماد ها و اطرافیان ظلم کننده یا به ناحق به مسند رسیده یا در جهت منافع خود بوده از اساس روی کار می اید و هستی ناچار برای همسو نبودن به اینهمه فریب به خشکسالی می رسد
این نشان می دهد که امام زمانی که تنها هم صحبتش شیخ رجبعلی بوده است و شیخ خود از اینکه یک جریان حکومتی روی کار بیایید که درک روزگار داشته باشد برای ظهور استقبال می کرده اند ونبود دنبال فقط سلوکی گری باشند ولی کدام حکومت و در جهت کدام نماد
وبه خاطر کدام خیر عمومی رفع خشکسالی که حتی ان نیز در رجوع به آن ثمن بخص بود
و ان است که در ایران تا بوده مردمان در شوق استقبال گذر امام رضا به خشکسالی می رسیدند از او دعا باران می خواستند چرا که ان مردم فقط شوق استقبال ولایت عهدی را می دیند وخداوند گام های را که امام برای ولایت عهدی بر می داشت جز خشکسالی برای انها نمی دید هرچند امام نیز دعا می کرد از حق وتو خود باران نیز می آمده ولی تاریخ ملتی را تغییر نداد چه در مدرنیستم و... انگونه که خداوند توقع داشت درشناخت سوای شوق استقبال
برچسب:
نویسنده: علی قنبریپور